
... نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم شهریور ۱۴۰۱ ساعت 12:11 توسط م. | نوشتههای پیشین ...
ادامه مطلب
چرا هربار تماشایش می کنم و هر بار لذت می برم؟چون به جز حس همذات پنداری, عاشق بازی استاد علی نصیریان و موسیقی متن استاد مجید انتظامی هستم, بی نظیر است بخوانید...
ادامه مطلب
سد.ب.عزیزم (این عزیزم را خودش توی کانتکت موبایلم، تَنگِ اسمش گذاشته :)) رسما بعد از ازدواج و بخاطر شدت زن ذلیلی، تغییر رفتار داد و عوض شد. حالا هم که با عیالش درگیر اینستا و اینها شده، نور علی نور ... امروز استاتوس واتساپش و مسخره بازی شان (استفاده از خیار و صابون و اینها برای شفاف کردن پوست صورتش) رسماً فاجعه بود !!! کلی شکلک خنده برایش فرستادم، می گوید نخند، بخر!+ با خودم فکر می کنم می ارزد به این شیوه تبلیغ و فروش بیشتر؟!!! :-( بخوانید...
ادامه مطلب
اینقدر رفتار آدم ها را نمی فهمیدم!+ محمدحسین و فاطمه در آستانه ی جدایی؛ غصه ای که از علت رفتارشان می خورم :( + شنبه سی و یکم اردیبهشت ۱۴۰۱ 14:44 م.ر بخوانید...
ادامه مطلب
بعد از ماه ها به مدیریت وبلاگ شعرم سر زدم، کیارش، یکی از وبلاگنویس های قدیمی [که البته چندان هم رابطه نداشتیم]، کامنت گذاشته و اظهار دلتنگی کرده بود. با آی دی تلگرام درخواست داشت در گروه ادبی اش عضو شوم!با احترام، برایش کامنت فرستادم ... عذرخواهی کردم که تلگرام : نه! هرچند واتساپ هم بود می گفتم نچ :))+ حلقه آشنایان، تنگ است چه رسد غریبه ها + شنبه سی و یکم اردیبهشت ۱۴۰۱ 15:16 م.ر | بخوانید...
ادامه مطلب
و متاسفانه آن چیزی که نباید می شد، دارد می شود!!! آن حسی که بهم دست داد و نگران شدم از پیش بینی ام...نتایج آن کوتاه آمدن ...، از همین اول زندگی و دوران عقدی، خودش را در اختلافات بچه گانه بین پسرخاله و دختردایی نشان می دهد،کاش اینقدر لجوج نبودند؛ خدا به خیر کند + چهارشنبه هفتم اردیبهشت ۱۴۰۱ 13:54 م.ر | بخوانید...
ادامه مطلب
خانم ها اون طرف به خوردن تنقلات و حرف های درگوشی مشغولن ولی من و پسر عمه ...زیرانداز رو پهن می کنیم و دراز می کشیم و سر روی بالش می ذاریم و به آسمون ابری نیمه شب چشم می دوزیم؛ گاه و بی گاه قطره های ریز بارون می چکن ولی نسیم خنک مثل یه لالایی شیرین اونقدر صورت هامون رو قلقلک می ده تا به خواب می ریم؛بارون که تندتر شد، بیدارمون کردن و بساط رو جمع کردیم، بعد از سال ها اما خوابیدن توی پشت بوم چه کیفی داشت، چه حظی بردیم + جمعه نهم اردیبهشت ۱۴۰۱ 2:0 م.ر ...
ادامه مطلب
از گشادی کمر شلوار مشخص شد که وقت رفتن روی ترازو و دیدن کاهش وزن سه کیلویی است، این یعنی رسیدن زودهگام به پنجاه درصد یکی از اهداف امسال؛ هفتاد کیلو منتظر باش، به زودی به تو هم می رسیم [شکلک بازو گرفتن] + شنبه دهم اردیبهشت ۱۴۰۱ 13:56 م.ر | بخوانید...
ادامه مطلب
تیم ملی خوبی داریم با لژیونرهای خوب؛ راحت ترین صعود به جام جهانی کمترین حق این تیم بود. آفرین یه همشون، مبارک هممون :)گل مهدی طارمی هم حرفه ای بود و زیبا اما اصلا قابل مقایسه با گل خداداد به استرالیا نیستاون گل، اون بازی، اون بازیکن ها، اون شور و هیچان ...تکرار شدنی نیستن :) + پنجشنبه هفتم بهمن ۱۴۰۰ 20:0 م.ر | بخوانید...
ادامه مطلب
آه، از این کلاس های مجازی!خیلی سخت است که با آنها ارتباط برقرار کنم و چیزی یاد بگیرم [یا حاضر شوم یاد بدهم]کلاس یعنی همان هایی که گذرانده ایم + شنبه نهم بهمن ۱۴۰۰ 9:43 م.ر | بخوانید...
ادامه مطلب
بجای سرمایه گذار یا کارگردان ماتریکس اگر بودم, بعد از شماره یک فوق العاده جداب و خاطره ساز, هوس نسخه های بعدی و پوکوندنش را به سرم نمی زدم! + پنجشنبه چهاردهم بهمن ۱۴۰۰ 22:21 م.ر | بخوانید...
ادامه مطلب
حس می کنم (مطمئنم) دچار دگردیسی مخوفی شده ام!چه بسیار مفاهیم سفیدی که برایم سیاه شدند و چه سیاهی هایی که سفید می بینمشان!من برای خودم ترسناک شده ام! + دوشنبه بیست و هشتم مهر ۱۳۹۹ 9:55 م.ر Let's block ads! بخوانید...
ادامه مطلب
جک باور, چرا کشتی؟ آخه چرا نینا مایرز رو کشتی؟ شخصیت محبوبم بود, هرچند مرموز, خاکستری و منفی ... + سه شنبه بیست و نهم مهر ۱۳۹۹ 14:27 م.ر | Let's block ads! بخوانید...
ادامه مطلب
زیباترین و سخت ترین خلق شعری, تجربه ی سرایش بداهه با دکتر بود. او شروع کرد, ادامه اش دادم و احمد به پایان رساند. لذت خاصی داشت آفرینش یک روایت با سه راوی. تا باد چنین بادا...
ادامه مطلب
آخرش این قرنطینه تمام می شود و من حلقه زدن را یاد نمی گیرم. رکوردم ۱۰ ثانیه است. اییییش :)))...
ادامه مطلب
از سخت ترین کارهای دنیا, کم کردن تایم کلیپی است که با کلی وقت گذاشتن تدوینش کرده ایxa0و حالا باید یک دقیقه شود. تویی که همیشه با ایجاز مشکل داشته ای!...
ادامه مطلب
من اگر باشم همچنان آمار کرونا را بالا اعلام می کنم تا یک وقت ملت به هوای کاهش شیوع, فاصله گذاری اجتماعی(عجب اسمی)xa0را ول نکنند!...
ادامه مطلب
شرورتر از ویروس، رئیس جمهور گاگول و بی شعور ماست؛xa0تا مملکت را به باد فنا ندهد، تا راهروی بیمارستان ها را لب ریز از بیمار نکند، تا میلیون ها انسان را درگیر نکند،xa0ول کن نیست!xa0...
ادامه مطلب
یک حیاط بزرگ وسط دو قسمت خانه بود، قسمت بیرونی و اندرونی، حوض وسط حیاط، نخل بلند گوشی حیاط، باغچه ی خوشگل، موزائیک های قدیمی و دیوارهایی که وقت بارش بارون، بوی خوش نمناکی رو پخش می کردند. زیرزمین و پش...
ادامه مطلب
یک بیماری تنفسی مشکوک که عامل آن ویروس بود شیوع پیدا کرد. این ویروس عجیب که ناگهان از شهر ووهان چین منتشر گردید، با قابلیت گستردگی بالا، تمام ملت ها و دولت ها را درگیر خود کرد. جمعیتxa0 جهان در آن سال آ...
ادامه مطلب