آی! گل
ای ساکن رقصان
که می پراکنی عطرش را
ای شمیم
گیج کرده ای هوای جهان را
اصلاً با تو هستم هوا
که نازدانه های خورشید را به همراه داری
و آه! آه! خورشید
طلوع همواره ی من
اوست که از فاصله های دور
ایستاده است
و تولد شمیم گل ها را در کهکشان جشن می گیرد
جهانم گیج از افق های روشن او
در آن هرگز چشم به تماشای غروبی نیست
هان ای شعاع افکنده ی شفق!
طلوع همواره ی دور!
طلوع همیشگی بارانی!
ثانیه های سپید...ما را در سایت ثانیه های سپید دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 161