برچسب:
نویسنده: کاوه شریفی
برچسب:
نویسنده: کاوه شریفی
برچسب:
نویسنده: کاوه شریفی
برچسب:
نویسنده: کاوه شریفی
برچسب:
نویسنده: کاوه شریفی
از گشادی کمر شلوار مشخص شد که وقت رفتن روی ترازو و دیدن کاهش وزن سه کیلویی است، این یعنی رسیدن زودهگام به پنجاه درصد یکی از اهداف امسال؛ هفتاد کیلو منتظر باش، به زودی به تو هم می رسیم [شکلک بازو گرفتن]
برچسب:
نویسنده: کاوه شریفی
برچسب:
نویسنده: کاوه شریفی
آه، از این کلاس های مجازی!
خیلی سخت است که با آنها ارتباط برقرار کنم و چیزی یاد بگیرم [یا حاضر شوم یاد بدهم]
کلاس یعنی همان هایی که گذرانده ایم
برچسب:
نویسنده: کاوه شریفی
بجای سرمایه گذار یا کارگردان ماتریکس اگر بودم, بعد از شماره یک فوق العاده جداب و خاطره ساز, هوس نسخه های بعدی و پوکوندنش را به سرم نمی زدم!
برچسب:
نویسنده: کاوه شریفی
حس می کنم (مطمئنم) دچار دگردیسی مخوفی شده ام!
چه بسیار مفاهیم سفیدی که برایم سیاه شدند و چه سیاهی هایی که سفید می بینمشان!
من برای خودم ترسناک شده ام!
برچسب:
نویسنده: کاوه شریفی
جک باور, چرا کشتی؟ آخه چرا نینا مایرز رو کشتی؟ شخصیت محبوبم بود, هرچند مرموز, خاکستری و منفی ...
برچسب:
نویسنده: کاوه شریفی
زیباترین و سخت ترین خلق شعری, تجربه ی سرایش بداهه با دکتر بود. او شروع کرد, ادامه اش دادم و احمد به پایان رساند. لذت خاصی داشت آفرینش یک روایت با سه راوی. تا باد چنین بادا
برچسب:
نویسنده: کاوه شریفی
آخرش این قرنطینه تمام می شود و من حلقه زدن را یاد نمی گیرم. رکوردم ۱۰ ثانیه است. اییییش :)))
برچسب:
نویسنده: کاوه شریفی