سد.ب.عزیزم (این عزیزم را خودش توی کانتکت موبایلم، تَنگِ اسمش گذاشته :)) رسما بعد از ازدواج و بخاطر شدت زن ذلیلی، تغییر رفتار داد و عوض شد. حالا هم که با عیالش درگیر اینستا و اینها شده، نور علی نور ... امروز استاتوس واتساپش و مسخره بازی شان (استفاده از خیار و صابون و اینها برای شفاف کردن پوست صورتش) رسماً فاجعه بود !!! کلی شکلک خنده برایش فرستادم، می گوید نخند، بخر!+ با خودم فکر می کنم می ارزد به این شیوه تبلیغ و فروش بیشتر؟!!! :-( ثانیه های سپید...ادامه مطلب
بعد از ماه ها به مدیریت وبلاگ شعرم سر زدم، کیارش، یکی از وبلاگنویس های قدیمی [که البته چندان هم رابطه نداشتیم]، کامنت گذاشته و اظهار دلتنگی کرده بود. با آی دی تلگرام درخواست داشت در گروه ادبی اش عضو شوم!با احترام، برایش کامنت فرستادم ... عذرخواهی کردم که تلگرام : نه! هرچند واتساپ هم بود می گفتم نچ :))+ حلقه آشنایان، تنگ است چه رسد غریبه ها + شنبه سی و یکم اردیبهشت ۱۴۰۱ 15:16 م.ر | ثانیه های سپید...ادامه مطلب