خرید بک لینک
... نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم شهریور ۱۴۰۱ ساعت 12:11 توسط م.  |  نوشته‌های پیشین ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کاوه شریفی تاريخ: سه شنبه 11 آذر 1404 ساعت: 13:36

چرا هربار تماشایش می کنم و هر بار لذت می برم؟

چون به جز حس همذات پنداری, عاشق بازی استاد علی نصیریان و موسیقی متن استاد مجید انتظامی هستم, بی نظیر است

برچسب: نویسنده: کاوه شریفی تاريخ: دوشنبه 7 شهريور 1401 ساعت: 5:06

سد.ب.عزیزم (این عزیزم را خودش توی کانتکت موبایلم، تَنگِ اسمش گذاشته :)) رسما بعد از ازدواج و بخاطر شدت زن ذلیلی، تغییر رفتار داد و عوض شد. حالا هم که با عیالش درگیر اینستا و اینها شده، نور علی نور ... امروز استاتوس واتساپش و مسخره بازی شان (استفاده از خیار و صابون و اینها برای شفاف کردن پوست صورتش) رسماً فاجعه بود !!! کلی شکلک خنده برایش فرستادم، می گوید نخند، بخر!+ با خودم فکر می کنم می ارزد به این شیوه تبلیغ و فروش بیشتر؟!!! :-( ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کاوه شریفی تاريخ: دوشنبه 7 شهريور 1401 ساعت: 5:06

اینقدر رفتار آدم ها را نمی فهمیدم!

+ محمدحسین و فاطمه در آستانه ی جدایی؛ غصه ای که از علت رفتارشان می خورم :(

+  شنبه سی و یکم اردیبهشت ۱۴۰۱  14:44   م.ر 

برچسب: نویسنده: کاوه شریفی تاريخ: پنجشنبه 5 خرداد 1401 ساعت: 11:11

بعد از ماه ها به مدیریت وبلاگ شعرم سر زدم، کیارش، یکی از وبلاگنویس های قدیمی [که البته چندان هم رابطه نداشتیم]، کامنت گذاشته و اظهار دلتنگی کرده بود. با آی دی تلگرام درخواست داشت در گروه ادبی اش عضو شوم!با احترام، برایش کامنت فرستادم ... عذرخواهی کردم که تلگرام : نه! هرچند واتساپ هم بود می گفتم نچ :))+ حلقه آشنایان، تنگ است چه رسد غریبه ها +  شنبه سی و یکم اردیبهشت ۱۴۰۱  15:16   م.ر  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کاوه شریفی تاريخ: پنجشنبه 5 خرداد 1401 ساعت: 11:11

و متاسفانه آن چیزی که نباید می شد، دارد می شود!!! آن حسی که بهم دست داد و نگران شدم از پیش بینی ام...نتایج آن کوتاه آمدن ...، از همین اول زندگی و دوران عقدی، خودش را در اختلافات بچه گانه بین پسرخاله و دختردایی نشان می دهد،کاش اینقدر لجوج نبودند؛ خدا به خیر کند  +  چهارشنبه هفتم اردیبهشت ۱۴۰۱  13:54   م.ر  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کاوه شریفی تاريخ: يکشنبه 11 ارديبهشت 1401 ساعت: 21:29

خانم ها اون طرف به خوردن تنقلات و حرف های درگوشی مشغولن ولی من و پسر عمه ...زیرانداز رو پهن می کنیم و دراز می کشیم و سر روی بالش می ذاریم و به آسمون ابری نیمه شب چشم می دوزیم؛ گاه و بی گاه قطره های ریز بارون می چکن ولی نسیم خنک مثل یه لالایی شیرین اونقدر صورت هامون رو قلقلک می ده تا به خواب می ریم؛بارون که تندتر شد، بیدارمون کردن و بساط رو جمع کردیم، بعد از سال ها اما خوابیدن توی پشت بوم چه کیفی داشت، چه حظی بردیم +  جمعه نهم اردیبهشت ۱۴۰۱  2:0   م.ر  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کاوه شریفی تاريخ: يکشنبه 11 ارديبهشت 1401 ساعت: 21:29

از گشادی کمر شلوار مشخص شد که وقت رفتن روی ترازو و دیدن کاهش وزن سه کیلویی است، این یعنی رسیدن زودهگام به پنجاه درصد یکی از اهداف امسال؛ هفتاد کیلو منتظر باش، به زودی به تو هم می رسیم [شکلک بازو گرفتن]

+  شنبه دهم اردیبهشت ۱۴۰۱  13:56   م.ر  | 

برچسب: نویسنده: کاوه شریفی تاريخ: يکشنبه 11 ارديبهشت 1401 ساعت: 21:29

تیم ملی خوبی داریم با لژیونرهای خوب؛ راحت ترین صعود به جام جهانی کمترین حق این تیم بود. آفرین یه همشون، مبارک هممون :)گل مهدی طارمی هم حرفه ای بود و زیبا اما اصلا قابل مقایسه با گل خداداد به استرالیا نیستاون گل، اون بازی، اون بازیکن ها، اون شور و هیچان ...تکرار شدنی نیستن :) +  پنجشنبه هفتم بهمن ۱۴۰۰  20:0   م.ر  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کاوه شریفی تاريخ: دوشنبه 25 بهمن 1400 ساعت: 3:49

آه، از این کلاس های مجازی!

خیلی سخت است که با آنها ارتباط برقرار کنم و چیزی یاد بگیرم [یا حاضر شوم یاد بدهم]

کلاس یعنی همان هایی که گذرانده ایم 

+  شنبه نهم بهمن ۱۴۰۰  9:43   م.ر  | 

برچسب: نویسنده: کاوه شریفی تاريخ: دوشنبه 25 بهمن 1400 ساعت: 3:49

بجای سرمایه گذار یا کارگردان ماتریکس اگر بودم, بعد از شماره یک فوق العاده جداب و خاطره ساز, هوس نسخه های بعدی و پوکوندنش را به سرم نمی زدم!

+  پنجشنبه چهاردهم بهمن ۱۴۰۰  22:21   م.ر  | 

برچسب: نویسنده: کاوه شریفی تاريخ: دوشنبه 25 بهمن 1400 ساعت: 3:49

حس می کنم (مطمئنم) دچار دگردیسی مخوفی شده ام!

چه بسیار مفاهیم سفیدی که برایم سیاه شدند و چه سیاهی هایی که سفید می بینمشان!

من برای خودم ترسناک شده ام!

+  دوشنبه بیست و هشتم مهر ۱۳۹۹  9:55   م.ر 

برچسب: نویسنده: کاوه شریفی تاريخ: چهارشنبه 30 مهر 1399 ساعت: 18:16

جک باور, چرا کشتی؟ آخه چرا نینا مایرز رو کشتی؟ شخصیت محبوبم بود, هرچند مرموز, خاکستری و منفی ...

+  سه شنبه بیست و نهم مهر ۱۳۹۹  14:27   م.ر  | 

برچسب: نویسنده: کاوه شریفی تاريخ: چهارشنبه 30 مهر 1399 ساعت: 18:16

زیباترین و سخت ترین خلق شعری, تجربه ی سرایش بداهه با دکتر بود. او شروع کرد, ادامه اش دادم و احمد به پایان رساند. لذت خاصی داشت آفرینش یک روایت با سه راوی. تا باد چنین بادا

برچسب: نویسنده: کاوه شریفی تاريخ: سه شنبه 2 ارديبهشت 1399 ساعت: 23:28

آخرش این قرنطینه تمام می شود و من حلقه زدن را یاد نمی گیرم. رکوردم ۱۰ ثانیه است. اییییش :)))

برچسب: نویسنده: کاوه شریفی تاريخ: سه شنبه 2 ارديبهشت 1399 ساعت: 23:28

صفحه بندی