از سینه ی آسمان آغاز شود
رد پای ستاره ی مشرقی
که مانند سوی دیدگانت
در صبح می چکد!
تو آیا موافقی؟
بوسه زدن بر لب سرخ برگ ها را
همان افتاده های درخت پاییز
در مسیر هوای توأمان
باز هم موافقی؟
نسیم سرگیرد از اندام پر از حرارت تو
و هُرم شرجی
نفس های پی در پی جهان گردد
تو ... من!
بیا توافق کنیم
قصه ای میان باران
آغاز شود
از ابتدای همین رویای شرمانه
...
بی ربط نوشت: به حال این ایام
ما را در سایت ثانیه های سپید دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 223