با خودم می گفتم با احتساب فیزیوتراپی و اینها، تا آخر سال روی دستم حساب نمی کنم اما ته دلم بارقه ی امید هم بود. زود باز کردن گچ و درآوردن پین و فیزیوتراپی مختصر هم می توانست باشد. دکتر جدید اما خیالم را راحت کرد. حداقل سه هفته دیگر در گچ و لااقل بیست سی جلسه فیزیوتراپی برای مچ و انگشت های خشک شده!!! الحمدلله ...
+ پسردایی نوشت:
بدیهی است پیامک هایی که می فرستم، به دستش نمی رسند. ما کجا و کانادا کجا! فقط خدا کند برای باز کردن گچ و سایر مراحل، برگشته باشد و کار نیمه تمام را تمام کند. آخر این چه وقت سفر بود دکترجان!
ما را در سایت ثانیه های سپید دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 179