زندگیشان توپِ توپ بود اما نه آنقدر که جلوی توپ های دشمن بایستند ... حسابی به سر و وضعشان می رسیدند اما وقتی خرمشهر محاصره شد نرسیدند حتی کفش هایشان را بپوشند و فرار کردند ... شهرشان با خاک یکسان شد و مدتی بعد از دق دلی زندگی بر باد رفته، رفت زیر خروارها خاک...!
- ماجرای این پست واقعی است!
ثانیه های سپید...ما را در سایت ثانیه های سپید دنبال میکنید
برچسب: زندگی تحمیلی,رمان زندگی تحمیلی,زندگی شهدای جنگ تحمیلی,زندگی شهید جنگ تحمیلی, نویسنده: بازدید: 199