غرور بالاخره یک جایی حالت را می گیرد، مثلا جایی که اجازه ندهی جوانی که بیست سال از تو کوچکتر است، در کورس تصاحب توپ، تو را جا بگذارد و شپلق لیز بخوری و مچ دستت از جا برود و بشکند و ...
از این بیمارستان به آن بیمارستان وقتی با هیچ مسکن و مرفینی، صدای فریاد ناله ات قطع نشود یعنی بدترین مصدومیت عمرت!
با اصرار دکتر و امتناع من راضی شدند با دیازپام، گیجم کنند تا مچم را جا بیندازند. کاری که اثر نداشت اما درد وحشتناکش بعد از جا انداختن کمی بهتر شد.
ثانیه های سپید...ما را در سایت ثانیه های سپید دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 169